فرهنگ خرافی را کنار بگذاریم
حیات الله مهریار
همه ای جوامع بشری نظر به جو سیاسی و اجتماعی شان مستلزم بعضی رفتار ها و رسم و رواجهای بوده که بطور خلاصه آنرا میتوان فرهنگ نامید. این فرهنگ جز آن نمودار و ذهنیت ها و باورهای شان نسبت به ماحول شان نیست و همواره تلاش کرده اند تا از دایره این فرهنگ خارج نشوند. اگر کسی با دیدگاه متفاوت تر گاهی نظریات خلاف آنرا مطرح کرده است یا از جامعه طرد شده اند و یا او را به اعمال ضد دینی و فرهنگی متهم نموده است. اما جامعه ای در حال رشد و تکامل همواره کوشیده اند تا مسایل خرافی شان که مانع پیشرفت و ترقی شده است را از جامعه دور برانند. اما در این میان فرهنگ های وجود دارد و اشخاصی هستند که خود را پرچم دار و پاسبان آن فرهنگ دانسته و اگر دید گاهی متفاوت از آنرا متوجه گردد بشدت برخورد میکند. در حالیکه فرهنگ تعیینکنندهی جهت و مسیر توسعه است؛ در رابطه ادوارد تايلر، كلمات فرهنگ و تمدن را مترادف يكديگر بكار برده و در تعريف آنها آورده است: "كلمه فرهنگ يا تمدن به مفهوم وسيع كلمه كه مردمشناسان بكار ميبرند، عبارت از تركيب پيچيدهاي شامل، علوم، اعتقادات و هنرها، اخلاق و قوانين و آداب و رسوم و عادات و اعمال ديگري است، كه به وسيله انسان در جامعه خود به دست ميايد."
مردم مالستان نیز با فرهنگی غنی و پربار شان برای حفظ و آرایش آن خالی از این ماجرا نیست. ما در گذشته و حال با افتخارات عظیمی که داریم به جرئت میتوان آنرا به فرهنگ شایسته ای مان نسبت داد. حالا فرض ما هم بر این که فرهنگ ما یکی از فرهنگ های ناب و دست نخورده ای است که بر مبنای آن میتوان شگفتی های تمدن را از لابلای آن دریافت. ما هم بدین باور هستیم که فرهنگ کهن ما نشان از قدامت و بومی بودن ما را می رساند. اما نظر به تغیرات و ظهور تکنالوژی که امروز در جهان صورت گرفته است و وقتی به فرهنگ ما نگاهی می اندازیم بدون شک در بعضی موارد دچار خلا ها و نواقصی رو برو میگردیم که نیاز جدی در تغیر و بازبینی آن دارد. فرهنگ وقتی میتواند ارزشمند واقع شود که در سایه آن احساس امنیت، مهربانی و رشد و بالنده گی جامعه نهفته باشد. اگر این امر در فرهنگ گنجانیده نباشد برای برچیدان موانع که منجر به عقب مانی و افراطیت میگردد باید گامهای عملی برداشته شود. از اینرو با توجه به اختلاط فرهنگ ها و تغیر و تبادلات نظریات و مفکوره ها که امروز به اثر رشد تکنالوژی فراهم گردیده است میتوان فرهنگ های خوب و بد را به درستی تشخیص داد و از فرهنگ های شایسته دیگران نیز استفاده کرد.
انسانهای امروز همانند انسانهای دیروز تمام عمر خود را در یک قریه یا یک ده سپری نمیکنند و یا به قول دیگر دنیای امروز دنیای ماشینی میباشد و طبعا انسانها را نیز ماشینی می سازد. شاید آن مهر ومحبت که در قدیم میان مردم وجود داشت امروزه آن صمیمت در کار نباشد، ولی این را هم نمی توان بصورت کل در میان تمام مردم تطبیق کرد. ولی یک چیز را نادیده نباید گرفت که زادگاه انسانها و خاطرات که با آن گره خورده است و پیوندهای که با رسم ورسوم آنجا دارد هیچگاهی فراموش نمی شود از اینرو " قریه مزار مکلی" یکی از چهار قول میرآدینه برایم خاطره انگیزترین جای است. ولو که در هر جای این کره خاکی زندگی ام سپری نمایم هیچگاهی آن خاطرات بازی های سنگرک، توب دنده، کشت ماکان و... از یاد نخواهم برد. از سوی هم ارتباط نوعی از مجازی آن از راه دور، بهترین گزینه را در انترنت یافتم. از اینرو بنده لازم دانستم در دنیای مجازی ارتباط از این طریق برای بازگوی اندیشه هایم با دیگران نیز ارتباط داشته باشم. بلی حدود بیست و چند بهاری از عمرم را با هیاهوی روزگار سپری کرده ام. از تاریخ تولد ام دقیقا نمیدانم همانند سایر دوستان در درج آن بی توجهی شده است. بهر صورت خدا بیامرز بابه مادری ام که یک شخص مذهبی و در امورات مسایل دینی اش سخت پابند بود نام ام را حیات الله گذاشت و بعد از آنکه تخلص یا به گفته ملاها نام فامیلی رواج یافت به این دغدغه بودم که کدام یک را انتخاب نمایم؟ در حالیکه بابه کلان ام غلام حسن نام داشت که در اینصورت باید حسنی نام میگذاشتم. از سوی هم پسر کلان کاکایم و برادران بزرگم را "محمدی" میگفتند. از اینکه میان این دو کدام برتری کسی احساس نکند نظر به انتخاب همصنفانم که دقیقا در صنف نهم بودم "مهریار" بهترین گزینه ای را برایم برشمردند. من هم بدون آنکه به حرف آنها انتقاد نمایم پذیرفتم. از آن به بعد هر آن مطلب که داشتم با زکر " حیات الله مهریار" می نویشتم و حالا هم جمع کثیری از دوستان با همان مهریار می شناسند. برای معلومات بیشتر به پروفایلم مراجعه نمایید.